تبليغاتX
محبان المهدی
       
 



Email in Yahoo!

>>mh_poursaeed@yahoo.com

آشنایی با نویسنده کتاب مکیال المکارم
دانلود کنید....

مباحث فکری و نظری
کانون هم اندیشی رهپویان نور...

تعداد بازدیدکنندگان


جهت اطلاع از به روز شدن مطالب وبلاگ فرم زیر را تکمیل فرمائید...





Powered by WebGozar

--------------------------

 

بسم الله الرحمن الرحیم

محبان مهدی
غلبه و پیروزی مسلمین - غنا و بی نیازی
غلبه و پیروزی مسلمین با ظهور

امام باقر علیه السلام راجع به آیه و یکون الدین کله لله  ترجمه: و تمام دین برای خداوند باشد. فرمود هنوز تاویل این آیه نرسیده است و هرگاه قائم ما بپاخیزد آنکه زمان او را دریابد آنچه از پی تاویل این آیه خواهد بود درک می کند و دین محمد صلی الله علیه و آله تا هر کجا که شب سایه افکند خواد رسید تا جایی که هیچ گونه شرکی بر روی زمین نخواهد ماند همچنان که خداوند فرموده است.


غنا و بی نیازی مومنین به برکت ظهور

از امام صادق علیه السلام در حدیثی آمده است: ((... و یک مرد از شما در جستجوی کسی خواهد شد که از مال خودش به او احسان کند و از زکات مالش به او بدهد، احدی را نخواهد یافت که از او بپذیرد.مردم به آنچه خداوند از راه تفضل به آنان روزی فرموده بی نیاز می شوند...))

منبع: ایین انتظار - خلاصه ای از کتاب مکیال المکارم
2 نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 6:51  توسط دوستان  | 

عید غدیر ،عید ولایت ، بهترین عید دنیا

یوهووووووو

عید غدیره فردا...من هم خیلی خوشحالم........چرا؟........نمی دونم

ولی وقتی به صحنه ای فکر می کنم که پیامبر دست مولا علی رو بلند کرد و گفت هر کس من ولی ان هستم علی مولای اوست به شعف میام.

آه....علی جانم......... فدای تو

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:31  توسط دوستان  | 

میلاد امام هادی علیه السلام مبارک باد
سلام به همه ی دوستان
امروز روز عید.....روز میلاد امام خوبی ها امام هادی که خیلی دوستش دارم.نمی دونم چرا ولی
به هر حال چند حدیث از امام هادی براتون می ذارم.امیداورم ما از عمل کنندگانبه سخنان ان امام باشیم.

«إِنَّ اللّهَ لا یُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِكَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْیِهِ، كَیَّفَ الْكَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقالَ: كَیْفَ، وَ أَیَّنَ الاَْیْنَ بِلا أَنْ یُقالَ: أَیْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْكَیْفِیَّةِ وَ الاَْیْنِیَّةِ، أَلْواحِدُ الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ.»:

به راستى كه خدا، جز بدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود.
كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، و تصورّات به كُنه او پى نبرند، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیكى اش دور است و با همه دورى اش نزدیك. كیفیّت و چگونگى را پدید كرده، بدون این كه خود كیفیّت و چگونگى داشته باشد. مكان را آفریده بدون این كه خود مكانى داشته باشد. او از چگونگى و مكان بر كنار است. یكتاى یكتاست، شكوهش بزرگ و نام هایش پاكیزه است.
***************************************

«إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْیا دارَ بَلْوى وَ الاْخِرَةَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْیا لِثَوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْیا عِوَضًا.»:

همانا كه خداوند دنیا را سراى امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سراى رسیدگى قرار داده است، و بلاى دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنیا قرار داده است.
***************************************

«أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إِلَى الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّةٌ سَیِّئَةٌ.»:

حسد نیكوییها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسندیده ترین خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا و ناشایست است.
***************************************

«إِذا كانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أَغْلَبَ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّى یَعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ، وَ إِذا كانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ فیهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَیْسَ لاَِحَد أَنْ یَظُنَّ بِأَحَد خَیْرًا ما لَمْ یَعْلَمْ ذلِكَ مِنْهُ.»:

هر گاه در زمانه اى عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانى به دیگرى حرام است، مگر آن كه [ آدمى ] بدى از كسى ببیند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى كه [آدمى] خیرى از كسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد.
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 8:3  توسط دوستان  | 

بیا که کودک شادی مُرد.
اشکم روی دو دیده
ای آخرین سپیده
یاس خوش بوی نرگس
وقت دعا رسیده
دیده به راهم ای گل طاها
چشم انتظارم
یوسف زهرا
العجل مولا

آقای من...مولای من کی میایی؟
کی؟

تشنه ام بر نگاهت
در راهت جان سپارم
ای آرزوی خوبان عالم

چه قدر زشتی ها زیاد شده و زمین زیبایی تو رو می خواهد
بیا که دیگر این دنیا بدون تو زیبایی ندارد
آقای من یابن الحسن
خدا چه صبری به تو داده است که بر گناهان این مردم صبر می کنی؟
ای تنهای غریب


2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 18:3  توسط دوستان  | 

یا مهدی
امشب شب قدر هستش
پروندم رو می دن به دست امام زمان
خدایا آبروم رو پیش امام نبر..... من رو پیش یوسف زهرا بی آبرو نکن.
2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 11:21  توسط دوستان  | 

شهادت امام هادی تسلیت باد

در اصفهان مردی بود شیعه به نام عبدالرحمن.گروهی از اهل اصفهان از جمله احمد بن نضر و ابوجعفر محمد بن علویه به او گفتند: به چه دلیل اعتقاد به امامت امام هادی علیه السلام را در این زمان بر خود واجب کرده ای؟

او پاسخ داد:

شاهد موضوعی بودم که این اعتقاد را بر من واجب کرد.من مرد فقیر و تهیدستی بودم، باز زبانی گویا و با جرات.سالی از سالها اهل اصفهان مرا به همراه گروه دیگری از مردم برای قضاوت و دادخواهی به بارگاه متوکل فرستاند.

روزی بر در بارگاه متوکل بودیم که فرمان احضار علی بن محمد بن رضا علیه السلام صادر شد.به برخی از کسانی که حاضر بودند گفتم: این مرد که فرمان به احضارش داده اند کیست؟شخصی گفت: مردی علوی است و رافضیان به امامتش اعتقاد دارند.سپس گفت که ممکن است متوکل برای به قتل رساندنش او را احضار کرده باشد.گفتم: از اینجا نمی روم تا بنگرم این مرد چه کسی است.

ایشان سوار بر اسب آمد در حالی که مردم در طرف راست و چپ راه ایستاده بودند و او را تماشا می کردند، هنگامی که او را دیدم عشقش به دلم افتاد و پیش خود دعا کردم که خدا او را از شر متوکل حفظ کند.

او در حال حرکت میان مردم فقط به یال اسبش نظر می کرد و توجهی به راست و چپش نداشت و من هم پیوسته برای او در حال دعا بودم .چون از کنار من عبور کرد با چهره ی مبارکش به من روی آورد و فرمود:خدا دعایت را مستجاب کرد و عمرت را طولانی نمود و ثروت و اولادت را بسیار و فراوان کرد.به خود لرزیدم و در میان یارانم افتادم.پرسیدند: برایت چه اتفاقی افتاد؟ گفتم: خیر است و چیزی در آن باره نگفتم.

پس از آن به اصفهان بازگشتم .خدا درب ثروت فراوانی به رویم گشود تا جایی که امروز غیر از آنچه بیرون خانه است ، چیزهایی به ارزش هزار هزار درهم در خانه دارم و ده فرزند به من عنایت شد و اکنون عمرم به هفتاد و چند سال رسیده است و تا حال قایل به امامت آن بزرگوار هستم که آنچه در دل من بود دانست و خدا دعایش را درباره ی من وبرای من مستجاب کرد.

منبع: الخرائج و الجرائح:1/392  - بحارالانوار: 50/141

وبلاگ ویژه امامان تابان سامرا
http://my.opera.com/ahlebeyt
 
2 نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 20:37  توسط دوستان  | 

السلام علیک یا امام هادی
ابوهاشم جعفری می گوید: مدتی بود که به فقر و تنگدستی بسیار شدیدی دچار شده بودم.به نزد ابی الحسن (امام علی بن محمد علیه السلام) رفتم.به من اجازه ی ورود داد ، هنگامی که نشستم فرمود: ای ابا هاشم! کدام نعمت خداوند عزوجل را بر خود می خواهی شکر کنی؟!
زبانم بند آمد .نمی دانستم چه جوابی به حضرت بدهم.اما شروع به سخن کرده و فرمود:

خدای مهربان ایمان را روزی تو کرد و در نتیجه بدنت را بر آتش دوزخ حرام نمود.
و سلامتی و عافیت به تو بخشید ، در نتیجه تو را بر طاعت و عبادت یاری داد.
و قناعت را روزی تو فرمود در نتیجه از ناخویشتن داری مصونت داشت.

ای ابو هاشم! من به این خاطر با این مطالب با تو شروع به سخن کردم که گمان بردم می خواهی نزد من از کسی که این همه لطف و محبت در حق تو کرده شکایت کنی.در ضمن دستور داده ام صد دینار به تو بدهند .آن را بگیر.

منبع:من لا یحضرالفقیه:4/401

2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 23:38  توسط دوستان  | 

غربت آن حضرت
غربت به دو معنا ست.
یکی دوری از خاندان و وطن و شهر و دیار و دوم به معنی کمی یاران و اعوان و آن حضرت به هر دو معنی غریب است.پس ای بندگان خدا یاری اش نمائید و او را کمک کنید.
امام جواد علیه السلام فرمود: هرگاه 313 نفر از اهل اخلاص برایش جمع شدند خداوند امر او را ظاهر می سازد.(کمال الدین"2/377)
 امام علی علیه السلام فرموده اند:صاحب این امر همان رانده شده ی فراری یگانه و تنها ست.(کمال الدین :303/1)
 
2 نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:51  توسط دوستان  | 

لطف الهی و دیدار مهدی عج الله فرجه
سوالی که گاه مطرح می شود این است که آیا غیبت امام مهدی علیه السلام با لطف الهی که موجب آشکار کردن امام است منافاتی ندارد.

در پاسخ باید گفت لطف الهی در این موضوع نسبت به نیکان و صالحان دو گونه است:

اول اینکه خداوند متعال آن قدر عقل و فهم به آنان عطا فرموده که غیبت برای ایشان مانند مشاهده و دیدار است.

امام صادق علیه السلام فرمود: و البته خداوند می دانست که اولیایش به تردید نمی افتند و اگر می دانست که به شک و تردید خواهند افتاد حجت خود را از آنان یک چشم بر هم زدنی مخفی نمی د اشت.(کمال الدین :۳۳۹)

دوم آنکه دیدار آن حضرت برای بعضی از صالحان ممنون نیست چنان که فرمایش خود آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید چنین است:

و اگر شیعیان ما - که خداوند در اطاعتش آنان را یاری دهد- در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده ،مصمم و جدی باشند ، نعمت لقای ما از آنان به تا خیر نمی افتد و سعادت دیدار ما با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل می گشت ، پس تنها چیزی که ما را از آنان پوشیده می دارد همانا چیزهای نا خوشایندی است که از ایشان به ما می رسد و از آنان انتظار نمی رود.(احتجاج:۲/۳۲۵)

علاوه بر این مسلم است که جمعی از گذشتگان صالح ما به فیض دیدار آن حضرت نایل شده اند که طالب آن می تواند به کتاب های نجم الثاقب و جنة الماوی مراجعه کند.

2 نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 7:6  توسط دوستان  | 

ادامه احادیث پیرامون غیبت امام زمان

از امام سجاد علیه السلام روایت شده است که فرمود: برای قائم ما دو غیبت است که یکی از دیگری طولانی تر است.(کمال الدین :1/323)

اخبار ائمه اطهار درباره ی غیبت آن حضرت واقعا بسیار زیاد و متواتر می باشد از این رو شایسته است به نکته اشاره شود:

نکته ی اول:بیان علت غیبت امام مهدی عج الله فرجه در دوقسم است:

قسم اول : آن است که برای ما علت حقیقی بیان نشده و پس از ظهور برای ما فاش خواهد شد.از عبدالله بن الفضل هاشمی روایت شده که گفت : شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: همانا صاحب این امر را غیبتی طولانی است و گریزی از آن نیست که در ظمان غیبت هر فرد باطل جویی به تردید می افتد.عرض کردم: چرا فدایت شوم؟! فرمود: به خاطر امری که فاش کردن آن به ما اذن داده نشده است.(علل الشرایع:1/245)

قسم دوم: آن است که ائمه معصومین برای ما دلایلی را بیان کرده اند.همچون:

-          ترس از کشته شدن امام

-          امتحان و آزمودن مردم

-          اعمال و رفتار زشت و ناپسند ما

 

منبع:گزیده مکیال المکارم

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 23:55  توسط دوستان  | 

معرفی وآشنایی با نویسنده کتاب مکیال المکارم (فی فوائد الدعا للقائم)

 

آیت الله آقا سید محمد تقی فقیه احمدآبادی یگانه زمان و ستاره درخشان آسمان علم و فضیلت و از مفاخر دوران خویش بوده و در جمادی الاول 1301 هجری قمری در شهر اصفهان متولد گردیده است.

او ستاره درخشنده ای بود که با طلوع خود دل ها را مجذوب خویش نمود ، ولی افسوس که زود غروب نمود و در سن 47 سالگی در 25 رمضان المبارک 1348 قمری با توطئه دشمنان دین و نوشیدن زهر کین یکی از اعضای فرقه ضاله به شهادت رسید.


 
 
2 نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 17:40  توسط دوستان  | 

سال نو مبارک
سلام به دوستان و شیعیان

در این سال جدید تصمیم دارم به یاری خدا دوباره بخش هایی از کتاب مکیال المکارم را در هر پست قرار بدهم.امیدوارم مورد قبول حضرت قرار بگیره.

عبادت آن حضرت

امام موسی کاظم علیه السلام در وصف آن حضرت فرمود: بر رنگ گندک گونش از بیداری شبها زردی نیز عارض می شود.... پدرم فدای آنکه شب خود را با مراقبت ستارگان و در حال رکوع و سجود می گذراند.(فلاح السائل ،۲۰۰ و بحارالانوار ،۸۶/۸۱)

غیبت حضرت حجت(عج الله) 

پیامبر خاتم(ص) فرمود:مهدی از فرزندان من است ... او را غیبت و حیرتی است که در آن امت ها گمراه می شوند.(کمال الدین :۱/۲۸۶)

و امام صادق علیه السلام فرمود: از برای قائم ما غیبتی است که مدتش طولانی خواهد بود... . سپس فرمود:هنگامی که قائم ما بپاخیزد برای هیچ کس در گرد او بیعتی نیست لذا ولادتش مخفی و خودش غایب می گردد.(کمال الدین :۱/۳۰۳)

منبع: گزیده ی مکیال المکارم

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 8:38  توسط دوستان  | 

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک
امروز که به وبلاگم سر زدم دیدم که پست قبلی را درباره آرزویم برای سفر به مشهد نوشته ام.

خوب راستش من توی هفته ای که گذشته به آرزوم رسیدم.شنبه ۲۶ آبان به مشهد رسیدیم و همه ی چیزهایی که توی نوشته ی قبلی بود را تجربه کردم .اون هم توی چه روزهایی؟روزهای میلاد امام رضا و جشن ها ی حضرت.

جای همه ی شما خالی بود.

 * صحن گوهرشاد بعد از نماز مغرب و عشا

*  ورودی های رواق ها

* صدای دعای مردم و زائرین

* خادمای محربون حرم

* نماز زیارت بالای سر حضرت

و ضریح حرم امام که زائران آن را در بر می گیرند و می بوسند و...

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19:29  توسط دوستان  | 

روزهای من
به نام خدا
وقتی هر روز صبح می ری جایی که پر از امواج منفی وناخوشاینده کم کم متوجه می شی که اون امواج داره روی تو هم اثر می ذاره.
این روزها دلم می خواد با کسی صحبت کنم.
این روزها دلم حسابی برای مشهد امام رضا تنگ شده.کاش می شد الان توی صحن گوهرشاد باشم .بعد از نماز مغرب و عشا رو به گنبد آقا کرده باشم و باهاش درد و دل کنم.
دلم می خواد برم توی رواق ها و توی آینه های کوچک سقفشون زائرها رو دنبال کنم یا اینکه خودم رو پیدا کنم.صدای همهمه ی زائرها ، صلوات هایی که از شلوغی بلند می شه.صدای زمزمه ی زائرین که با امام درد و دل می کنند و حل مشکلشون رو از آقا می خوان.صدا زیارت های داعیان.
دلم میخواد دیوارهای حرم رو لمس کنم.درهای ورودی رو ببوسم.
دلم میخواد رو به ضریح امام بشینم و نگاهش کنم.
آخ که چه قدر 2 رکعت نماز بالای سر می چسبه.مخصوصا اگه یه دفعه یه جایی برای نماز خوندت باز بشه.

اللهم صل علی علیّ ابن موسی الرضا المرتضی * الامام التقی الزکی * و حجتک علی من فوق الارض و من نحت السرا
 
2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 19:5  توسط دوستان  | 

آخرین شب شعبان

در عيون الاخبار از اباصلت هروي روايت شده است كه گفت: در آخرين جمعه شعبان به حضور مولايم حضرت علي بن موسي الرضا رسيدم .

فرمود:اباصلت بيشتر ماه شعبان گذشته و اينك آخرين جمعه آن است ، در اين چند روز مانده ، به جبران قصور و كوتاهي هاي روزهاي گذشته پرداز ، بر انجام آنچه به كارت مي آيد ، همت ورز ، هرچه مي تواني به دعا و استغفار و قرائت قرآن روي كن ، از گناهان خويش توبه كن و عذرخواه ، تا ماه رمضان را با پاكي و پيراستگي پذيرا شوي ، مبادا حق و امانتي از كسي نزد تو باشد و آن را نپردازي ، مبادا كينه اي از موني در دل داشته باشي و آن را بيرون نريزي ، مبادا بار گناهي بر دوش داشته باشي و آن را فرونياوري ، تقوا و پارسايي پيشه كن ، آشكار و نهان بر خداي توكل كن كه هر كه بر خدا توكل كند خدا او را بس است .در اين چند روز مانده هرچه بيشتر اين دعا را بخوان:

اللهم ان لم تكن غفرت لنا فيما مضي من شعبان ، فاغفرلنا فيما بقي منه

(خدايا اگر ما را در روزهاي گذشته ي شعبان نبخشوده اي ، كرم كن و در اين چند روز مانده ببخشاي) ، زيرا خداوند در اين ماه به حرمت ماه رمضان كه پس از آن مي آيد بسي از بندگان خويش را مي بخشايد و از دوزخ مي رهاند.

 

منبع: سلوك عارفان – ميرزا جواد ملكي تبريزي

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:33  توسط دوستان  | 

Page Content here...
1384 تابستان . وبلاگ محبان
disclaimer | terms of use